آقا محمد حسینآقا محمد حسین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

از مامان به نی نی

پایان سه ماهگی

1392/12/2 0:00
نویسنده : مامان مریم
162 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

به همین زودی یک فصل از زندگی شما گذشت.. روزهایی که شیرینتر از اون روزها به خاطر بیست و چند سالم نمیاد! لذت هایی که قابل بیان نیست. این روزها تنها کارم شکر به درگاه خداست و دعا برای تمام منتظران...

روز جمعه به مناسبت سه ماهگی شما و تولد مادرت، مامان جون اینا مهمان خونمون بودند. بعد نهار برات یه کیک کوچولو درست کردم. روز دوشنیه هم خاله فهیمه مهربون اومد خونمون. سه شنبه به خبر فوق العاده خوب بهم رسید. خاله منصوره عروس شد. بر حسب اتفاق آقای داماد با باباجونی آشنا دراومدند. شما خیلی با نمک شدی. مثل اینکه تاره صدای خودتو کشف کردی. مرتب در حال آواز خووندن (جیغ کشیدن) هستی. گاهی هم ما باهات همراهی میکنیم. تمام روز مشغول بازی یا مطالعه هستی. کتابایی که خاله الهه برات اورده را کار میکنم.

 

عکس های 91 روزگی (شنبه)

 

 

 

عکس های 93 روزگی (دوشنبه)

 

 

پ.ن: کلاه کار مامانجی و شال محصول مشترک من و مامانی هست :).

 

قربانت بروم چشم تیله ای من! سلطان من! ملوان زبل من!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله مائده
1 اسفند 92 23:14
واااااای مریم دیگه کپی خودت شده فقط رنگ چشاش فرق میکنه میدونی خیلی زودتر از اینا میگذره من که اصلا باورم نمیشه فاطمه یکتا یه هفته دیگه 7 ماهش تموم میشه. مریم رفتی حوزه؟؟؟ من این هفته هم توفیق نداشتم نمیدونم چرا سلب توفیق شدم. واقعا ناراحتم خیییییلی خوشگل بافتی مامان هنروند راستی خیلی هم دلم براتون تنگ شده. ببینم کی این ویروس لعنتی از خونمون بره که بتونیم دور هم جمع بشیم. میبوسمتون
خاله سمانه
2 اسفند 92 0:22
ماشاالله به این نی نی ناز
خاله ستاره
3 اسفند 92 9:48
ای جانم این چقدر نمکی و خوردنی شده منم بد جور سرما خوردم و قسمت نشد برم حوزه
ღ¸.• یه مامان ِ شیطون •.¸ღ
9 اسفند 92 22:30
خیلی از این گل پسری خوشم اومد هزار ماشالله اگه موافق بودی باهم تبادل لینک کنیم بهم خبرشو بده مریم جون