آقا محمد حسینآقا محمد حسین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

از مامان به نی نی

خاطرات این روزهای ما

1392/4/6 15:10
نویسنده : مامان مریم
193 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به فرشته کوچولوی خونه ی ما

عزیزم ببخش اگر چند روز به دفتر خاطراتت سر نزدم. حال مامانی زیاد تعریفی نداره پسر عزیزم. متاسفم که نمیتونم درست به شما برسم. تهوع و استفراغ دل و دماغ و اصلا توانی برام نمیگذارهناراحت...

شب نیمه شعبان همه خونه مامانی جمع شدیم تا بابابزرگ احساس تنهایی نکنند. زنعمو خورشت هویج درست کردند و من هم سالاد کاهو. تا حدود ساعت ١١ اونجا بودیم و بعد رفتیم دنبال خاله منصوره و بعد هم مراسم احیا. صبح روز عید تا ظهر خواب بودیم!! خیلی کسل بودمخمیازه. دو وعده غذا خوردماوه! عصر هم رفتیم دنبال مامان جون اینا فرودگاه. البته قبلش بابا جون زحمت کشیدند و کلی غذاهای خوشمزه گرفتند که ببریم خانه مامان جون اینا بخوریم. من که سه سوته نصفه پیتزا رو خوردم. باقیش هم گذاشتم افطار بابایی (البته وسایل افطار هم برداشته بودم). خلاصه مامان جون اینا ساعت ٩.١٥ رسیدند. دلم خیلییییییییییی برای دایی تنگ شده بود! یه انگشتر خوشگل هم برای خودشون خریده بودنددل شکسته. مامان جون برای شما یه دست بلوز شلوار و کلاه بافتنی و یه سویی شرت خوشگل سوغاتی آوردند. خیلی گوگولی بودند! شب دیروقت اومدیم خونمون. سه شنبه قرار بود مامانی برگردند از مشهد. میخواستم برم خونشون رو مرتب کنم که عمو خونه بودند و نرفتم! خلاصه یه نامه خیرمقدم و شربت و خربزه آماده کردم. به محض اینکه مامانی اومدند کاغذو به در خونشون چسبوندم . کلی حال و احوال کردم. اینم نامه:

 

 

خلاصه دو سه بار اون روز رفتم خانه مامانی. سوغاتی هم دو تا روسری خوشگل و کلی خوراکی برام آورده بودند. دستشون درد نکنه. دیروز (چهارشنبه) هم مامانی رفتند برام کلی گوشت خریدند تا کباب کنیم بخوریم. اخه همش نکرانند که من ضعیف شدم و شما گناه دارید. خلاصه بعد نهار رفتیم دو تایی خرید. من و مامانی برای تولد باباجون دو تا تیشرت آستین بلند و آستین کوتاه گرفتیم. از اونجایی که محاله من خرید برم و برای خودم خرید نکنم یه بلوز هم برای خودم گرفتم! نیشخندو چون حالا دسته گلی مثل شما تو دلمه یه سویی شرت هم برای شما گرفتم. اینم عکسش:

 

 

 

امروز هم از صبح ٣-٤ باری آوردم بالا! کلی گریه کردم! به هیچ کاری نمیرسم!! هیچیییییییی!

امشب هم عروسی دوست خانوادگی بابایی اینا دعوتیم! تازه آقا داماد هم کلاس مدرسه باباجون هستند! اصلا نمی دونم چی بپوشم! چی کار کنم؟!! خدا کنه مامانت خوب بشه و خوشتیپ باشه!متفکر

فعلا خدانگهدار نازنینم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان آرینا مو فرفری
6 تیر 92 15:11
سلام دوست عزیز آرینا در جشنواره تابستانه نی نی وبلاگ شرکت کرده خوشحال می شم به دخترم رای بدین. فقط کافیه کد 143 را به شماره 20008080200 پیامک کنید. هر فردی که شماره همراه در اختیار دارد مجاز به شرکت در رای گیری است.(دوستان، آشنایان، خانواده، فامیل) هر شماره موبایل تنها یکبار مجاز به ارسال پیامک است.در غیراینصورت رای محسوب نمی شود مرسی از همراهی شما. ---$$$$$$$$__$$__$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ ______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ ________$$$(¯`(*)´¯)$$ ___________$(_.^._)$ ____________$$$$$$
مامان حسین جون
6 تیر 92 15:33
سلام دوستان گلم حسین جون وپسرخاله ش محمدیزدان جون درمسابقه جشنواره تابستانی نی نی وبلاگ شرکت کرده دوستان عزیزم اگه می تونید باارسال یک اس ام اس باقیدکد202 203 به شماره 20008080200بهشون رای بدین لطفا کدها رو همینجور که نوشتم بنویسین بدون خط فاصله یا هر علامت دیگه ای از لطف شما سپاسگذارم
مامان مهدیس و ملیسا
6 تیر 92 16:13
سلام خاله جون دخمل من تو مسابقه نی نی وبلاگی شرکت کرده خوشحال میشم کد 195 رو به شماره 20008080200 اس ام اس کنید کمک کنید تا دخمل شیکموی من تو مسابقه اول بشه ممنونم
لیلا
6 تیر 92 17:32
آرسيس در جشنواره ي تابستاني ني ني وبلاگ(ني ني شکمو) شرکت کرده... خوشحالمون مي کنيد اگه بهش راي بدين و با يک پيامک، عدد 126 را به شماره ي 20008080200 (دوهزار هشتاد هشتاد دويست) ارسال کنيد. از لطف شما ممنونيم – شاد و سلامت باشيد.
خاله ستاره
6 تیر 92 20:25
خيلي خوشگله
مامان مريم با احساس با سليقه


چشمات خوشگل میبینه خوشگل خانوم.
الی
12 تیر 92 9:10
فکر کن یه روز میخوای این سویشرت گوگولیو تنش کنیخاله قربون این نی نی گولو بشه