مادر خوبی دارم میشینه توی خونه میبافه دونه دونه
فرشته ی کوچکم انقدر عاشقت هستم که حاضرم برایت هر کاری بکنم...کارهایی که شاید تا چند صباح قبل دون شان خود میدانستم و عارم می آمد...امروز برای تهیه شال و کلاه زمستانی شما چند کاموای خوشرنگ خریدم...با هر دانه ای که میبافم برایت والعصر میخوانم و صلوات میفرستم...دانه های خوشبختیم را یک به یک، با یاد تو عجین میکنم...تو پس از مادرم، نزدیکترین موجود به من هستی...حرکات دست و پا و ضربان قلبت با جانم آمیخته هست.. و روزی هم من اینگونه درون مادر خویش با او عشق بازی می کردم...نازنین طفلم برایم دعا کن. در استانه ی ماه مبارک رمضان دلم گرفته است مادر!شما از خدا گشایش همه ی امور را بخواه! خدا بچه ها را دوست دارد! زیارت عاشورا با صدای باسم کربلایی گوش میدهم و شما یگانه پسرم شیطنت میکنی...فدایت شوم! حتما در حال عرض ارادت به ارباب خود هستی...حتما شما زودتر از من به سجده میروی...
انی سلم لمن سالمکم...



مادر خوبی دارم میشینه توی خونه میبافه دونه دونه
