اذن به یک لحظه نگاهم بده!
بالاخره بزرگواری آقا و حال و هوای این روزهایم منجر به رفتن شد! بله! انشالله فردا صبح عازم مشهد هستیم. همین امروز صبح بلیط هواپیما جور شد و مهیای سفر شدیم... خداروشکر! یادش بخیر! سال اخر لیسانس هم پنج روز آخر ماه شعبان مشهد بودیم و روز اول ماه مبارک امتحان تنظیم داشتم دلم هوای مناجات شعبانیه های مدرسه پریزاد حاج سعید حدادیان دارد.. اذن به یک لحظه نگاهم بده... پ.ن 1: خداروشکر بیماری مشت محمدحسین امروز مرتفع شد! یک روز و نصفی دونه های قرمز مهمون پوست صورت و شکم محمدحسین بودند... خیلی سخت گذشت. یکشنبه بعد از مهمونی دوستان رفتیم مطب د. کرامتی...که کاشف به عمل اومد ویروسی از طرف ناقلین بالغ بوده است!! ...





