در انتظار تو...
به نام خدا سال پیش، این روزها، در انتظار ورود پسرک پاییزی بودیم... و حالا او بزرگ شده است... آنقدر بزرگ که بدون کمک راه که سهل است، می دود... آنقدر بزرگ شده است که مرا با لقب مادر صدا می زند و دیوانه و مستم می کند... خدایا بابت هر ثانیه از این 360 روز ترا شکر می کنم... پ.ن: محمد حسین چهار دندانه شد! نزدیک به دو هفته هست چهارمین دندان جوجک که دندون بالا و سمت راستی هست بیرون زده و حالا حسابی قد کشیده هست. محمد حسین خیلی خیلی بهتر صحبت میکند و خیلی خوب راه میرود. براحتی تا دو متر و حتی بیشتر هم می رود. روز دوم محرم هم پشت سر زنیب چند باری دوید! و اما محرم!! عملکر...






