دلتنگ بارداری ام هستم...
به نام خدا آقا محمدحسین امروز روز شانزدهم تولدت هست. متاسفانه هنوز فرصت نکردم عکسهای موبایل و دوربین رو تو لپتاب بریزم. عکس جدید هم آنچنان نگرفتم. آخه شنیدم فلاش دوربین برای چشم نی نیهای زیر 2 ماه خطرناکه.... روز به روز شیرینتر میشی پسرکم... هر روز به این فکر میکنم که تا قبل آمدنت زندگی چه مفهومی برام داشت... واقعا مادری بهترین کار، عشق و سرمایه ی یک زنه... این روزا برات یه لالایی جدید میخوونم... امیری حسین و نعم الامیر رو تو گوشت زمزمه میکنم و شما با دقت گوش میدی. انشالله حسینی باشی پسر نازنینم. مامانب و زنعمو و بابابزرگ روز یکشنبه اومدند خانه مامان جون اینا دیدن شما. همون روز شناسنامه ات رو بابایی گرفته بودند. دوشنبه شب رفتیم...





