ورود به هفته 40
سلام به پسرک ناقلا از دیروز اساسی سرکارمون گذاشتی. شیطنتهات کم شده عزیزم. برای همین الان بابا جون رو احضار کردم منزل که بریم بیمارستان. البته مطمئنم مشکلی نیست، اما برای اطمینان میخوام برم. امروز به حساب سونو انتی وارد هفته 40 شدیم. خدایا باورم نمیشه 39 هفته یه فرشته تو دلم بوده! خداجون! تو چقدر مهربونی! چطور منه گناهکار رو لایق مادری دونستی؟؟ چطور شکر این نعمتو به جا بیارم؟؟ خیلی حرف دارم برات از روزای اخر بگم، اما باید سریع نهار بخورم و حاضر بشم...فردا همایش شیرخوراگان حسینی هست. چقدر دوست داشتم شما بودی و با هم میرفتیم این برنامه رو. هر چند خوشحالم که تو دهه اول تو دلم هستی و میتوینم دوتایی تو عزای ارباب شرکت کنیم. نمیدونم بهت گفت...




