20 روزگی پسرکم!
بسم حق سلام به پسر پستونک خور مامان الان کنارم تو کریرت خوابیدی و تند و تند پستونک میخوری...الهی فدات بشم که همیشه دلت میخواد میمی بخوری! ولی شیر بیش از اندازه برات خوب نیست و دل درد میشی یا بالا میاری. برای همین اجبارا بهت پستونک دادم! با اینکه اصلا دلم نمی خواست! بار اولی که دیدم پستونک تو دهنته رفته بودم حمام. اومدم بیرون دیدم رو تخت داری تند تند پستونک میخوری. بغضم گرفت اما جلوی گریمو گرفتم. اون لحظه واقعا به معصومیت دوران نوزادی پی بردم دیشب منو شما دل درد بدی شدیم (بخاطر آلوهایی که بابابزرگ جون از اردبیل آورده بودند ) بمیرم برات که خیلی اذیت شدی نازنینم. شاید امشب یا فردا ظهر بریم خانه مامان جون. راستی باب...





