ساعاتی دیگر...
حدود ٩ ساعت دیگر روی ماهت را می بینم... چقدر هیجان دارم...برای دیدنت تمام شب رو بیدارم و ثانیه ها رو میشمارم...
ساعاتی دیگر...
مهمانی خدا
مادر خوبی دارم میشینه توی خونه میبافه دونه دونه
نمی دانم چه میخواهم بگویم!
بالشت های دوست داشتنی
لحظه ی بیادموندنی و سرخوشی مادر!
دمادم سحر...
نیمه راه به پایان رسید...
خاطرات این روزهای ما
جواب آزمایشات و سونو انومالی